|
۩۩سرزمین من ,سرزمین کودکیم دوستت دارم๑۩۩ سرزمینی جدا نشدنی
|
بنام خدا اجرهای اندیشه ام را روی یکدیگر می چینم...در چوبی خیال را که بر روی ان نقشی از محبت است نصب می کنم و در این هنگام است که کلبه ی رو یاییم را می سازم کلبه ای که در ان سقف دوستی چون چتری ما را زیر سایبانش دارد... پنجره ای که مزین به مهر ومحبت است ودیوارهایی که بر ان یادگار دوستی نقش بسته است چقدر تو این کلبه خوشبختیم..پنجره ی این کلبه ی کوچیکمون به روی چند درخت باز میشود صبح امروز من و تو با هم پنجره را باز کردیم و به اون درختها نگاه می کردیم گنجشکی امد و روی شاخه اش نشست دلمون می خواست تا ابد همونجا بایستیم و این صحنه ی شگفت را تماشا کنیم.... ___________________________________________________________ 1:فرشته کوچولوی خودم. بهترین دوستم.ابجی کوچولوی خودم دلم برات خیلی تنگ شده. ______________________________________________________________ 2:میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم..اونجا که گنبدش طلاست با کفتراش پر بزنم دوستش دارم اماممه در خونشو در بزنم...بعضی شبا تو خونمون بابام به مادرم میگه: میخوام برم امام رضا بخدا دلم تنگه دیگه....بابام میگه: امام رضا مریضا را شفا میده دوای درد مردم رو از طرف خدا میده.... اقاجون دلم تنگه اقاجون کی میشه بیام به مشهدت؟ [ دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٤ ب.ظ ] [ vajiheh ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |